اولين مسافرت دونفره ي هستي و مامان
سلام عزيزدلمممممممممممم قربونت برم كه هر روز داري از روز قبل شيطون تر ميشي نازنينم. چند روز بعد از اينكه از اهواز برگشتيم خونمون دختر قشنگ مامان تب كرد و حسابي وضعيت مزاجيت هم بهم خورد اينقدر كه من و بابا نگران شديم و برديمت دكتر.مامان بزرگ و عمه ميگفتن به خاطر دندوناته حتما ميخواي دندوناي بالاييت رو دربياري اما من دلم راضي نشد و بردمت دكتر.آقاي دكتر گفت كمي گلوت قرمزه اما جاي نگراني نيست با قطره نمكي بيني و شربت ايبوبروفن خوب ميشي.تازه ماماني هم خودش حسابي مريض شده بود تو هم كه حالت خوب نبود و دو شب بود كه خواب نداشتي .مادرجون از اهواز زنگ زد و گفت بياين اهواز پيش ما تا ازتون مواظبت كنم.منم از خدا خواسته به بابا گفتم بريم اما بابايي كه طبق معمول درگير كاراش بود و مرخصي نداشت قبول نكرد اما وقتي حال من رو ديد موافقت كرد كه با قطار بريم اهواز.خلاصه من و دخترم با قطار ساعت يه ربع به 3 ظهر رفتيم اهواز . وقتي سوار قطار شديم با تعجب همه جا رو نگاه ميكردي از پشت شيشه كه بابا واست دست تكون داد و باهات خداحافظي كرد اينقدر واسه بابا دلبري كردي كه دلش نميومد نگاهش رو ازت برداره نفسم. بازم مثل هميشه كه هرجا ميبرمت همه عاشقت ميشن تو قطار صندلي كناري ما 1 دختري با مامانش نشسته بودن كه دختره طاقت نيورد و ازم خواست تا تو رو بدم بغلش. تو هم كه قربونت برم با هيچ كس تعارف نداري پريدي بغل اون خانمه .1 نگاه به من ميكردي و 1 نگاه به دوست جديدت.حسابي باهاش بازي كردي .نزديك اهواز رسيده بوديم كه ديگه اومدي بغل مامان اما 5 دقيقه مونده بود كه قطار بايسته كه ديديم آره خانم خانما داره كار خرابي ميكنه اون قدر اوضاع بي ريخت بود كه شلوارت رو هم كثيف كرده بودي.منم سريع از تو كيفم 1 كهنه دروردم و پيچيدمت توش تا رسيديم .مادر جون و باباحجي توي راه آهن منتظرمون بودن.خدا رو شكر بالاخره رسيديم خونه. 5 روز اهواز مونديم تا اوضاع 2تاييمون بهتر شد .خبری هم از دندونای بالاییت نبود نفسم. بعد از ٣ روز هم تبت قطع شد گلکم.تو هم كه حسابي دلتنگ بابايي شده بودي و فقط بغل دايي و باباحجي آروم بودي.با دايي محسن برگشتيم دزفول .همین که بابا رو دیدی پریدی بغلش و دستش رو با دوتا دستای کوچولوت محکم گرفته بودی و همین که بابا از جاش بلند میشد میزدی زیر گریه.راستي داشت يادم ميرفت خاله رويا چند دست لباس خوشگل از اصفهان واست خريده بود .خيلي خوشگل بودن تو هم دوستشون داشتي. دستش درد نكنه. با موبايلم از تو قطار ازت عكس گرفتم .از لباساي جديدت هم همين طور همه رو واست ميذارم جيگرطلاي من
اولین سفر هستی با قطار


چه لباسای خوشملی خاله واست خریده





اولين مسافرت دونفره ي هستي و مامان
